عطا ملك جوينى

123

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

ان جبال را مطالعه مىكردند تا آن كوه سرافراز را كه با عيّوق راز مىگفت اختيار كردند * و بر قلّهء آن‌كه چشمهء « 1 » آب در دهان و دو سهء ديگر بر كمرگاه داشت قلعهء ميمون دز آغاز نهادند و فصيل و ديوارها را به گچ و سنگ ريخته ساختند و از ماوراى آن به مقدار يك فرسنگ * جوئى چون جوى ارزيز « 2 » بركشيدند و آب در اندرون آوردند ، و در آن موضع از افراط سرما حيوانرا از ابتداى خريف تا ميان بهار امكان آرام و مكان مقام ميسّر نه ، و بدين سبب در خيال آنك جبال آن را كه بر يكديگر ملتوى بود عقاب در عقاب آن نكول مىكرد و نخچير در پايهء آن عدول مىجست از غايت رفعت آن مكان علىّ « 3 » سخن « 4 » [ علىّ ] « 5 » ينحدر عنّى السّيل و لا يرقى الىّ الطّير بر خود مىبست « 6 » ابناى آدم چگونه بدان تعدّى يابند و بمحاصرهء آن تصدّى نمايند ، چون ساكنان قلعه ديدند كه قوم مور عدد مانند مار بر مدار قلعه

--> ( 1 ) كذا فى خمس نسخ ، آ : و بر قلهء كه جشمهء ان حشمهء ، ز : و بر قله ان قلعه جشمهء ( 2 ) كذا فى ب د ه ، آ : جوبى حون جوى ارزنر ؟ ؟ ؟ ، ز : جوبى جون جوى ارزين ، ج : جوبى ؟ ؟ ؟ از زير ، ح : جو جو ارزير ، ( 3 ) تلميح است ظاهرا بآيهء وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا ، ( 4 ) تنقيط قياسى ، آ ب د ح : سحن ، ج ه : سجن ، ز : سخىّ ؟ ؟ ؟ ، ( 5 ) كلمهء علىّ از جميع نسخ ساقط است ولى از طرفى چون عبارت عربى بعد فقره‌ايست از ابتداء خطبهء شقشقيّهء معروف علىّ عليه السّلام كه اينطور شروع مىشود : « اما و اللّه لقد تقمّصها ابن ابى قحافة و انّه ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّحى ينحدر عنّى السّيل و لا يرقى الىّ الطّير فسدلت دونها ثوبا و طويت عنها كشحا الخ » ( شرح نهج البلاغه لابن ابى الحديد ج 1 ص 50 ) ، و از طرف ديگر چون مكرّر درين فتح‌نامه ديده شده است كه بواسطهء ولع مفرط مصنّف باستعمال الفاظ متجانسهء متشابهه نسّاخ به خيال اينكه يكى از كلمتين متجانستين مكرّر است آن را انداخته‌اند من تقريبا قطع دارم كه اصل عبارت همين‌طور بوده است كه تصحيح شده است و نسّاخ « علىّ » دوّم را بتصوّر اينكه زيادى است حذف كرده‌اند ، ( 6 ) فاعل اين فعل « جبال » سابق الذّكر است ،